یادش بخیر پارسال بهار دسته جمعی رفتیم مشهد، حرم امام رضا... حالا این وسط پسر عموم شوخیش  گرفت بشینه رو ویلچر!

همین طور که مسخره بازی در میاوردیم رفتیم سمت حرم...

چشمتون روز بد نبینه، حواسش نبود کجاس!!

از روی ویلچر بلند شد که بیاد پیش بقیه که دید ملت یجوری نگاش میکنن!!!!

یه نگاه به خودش یه نگاه به ویلچر! تازه فهمید چه غلطی کرده!

نامردا امون ندادن در بره فقط التماس میکرد...

خو آخه فکر کرده بودن شفا گرفته!!

پیرهنشو تیکه تیکه کردن!!

هیچی دیگه ...

آخرش طوری شد مجبور شدیم با ویلچر برگردیم هتل