درد

 

IMG4UP

 

از درد های کوچک است که آدم می نالد ضربه که سنگین باشد لال میشوی...!

رهگذر

 
 
تا به حال نمی دانستم اینقدر حرف نگفته در دل دارم!

می نویسم تا نمیرم از سنگینی مسکوت بغض هایم...

رهگذر می گفت: کمتر بگو تا بهتر شنیده شوی،

اما نمی دانست گوش مردم سنگین شده باید بیشتر بگویی تا شاید یکی از هزار شنیده شوی!

رهگذر می گفت: نباید به آدم های موقتی دل بست،

اما نفمید که من به او هم وابسته شدم...

رهگذر کجایی؟

کمکم کن...

اندکی فکر کن...


به آنهایی فکر کن که هیچگاه فرصت آخرین نگاه و خداحافظی را نیافتند.


به آنهایی فکر کن که در حال خروج از خانه گفتند :

"روز خوبی داشته باشی"، و هرگز روزشان شب نشد.


به بچه هایی فکر کن که گفتند :

"مامان زود برگرد"، و اکنون نشسته اند و هنوز انتظار می کشند.


به دوستانی فکر کن که دیگر فرصتی برای در آغوش کشیدن یکدیگر ندارند

و ای کاش زودتر این موضوع را می دانستند.


به افرادی فکر کن که بر سر موضوعات پوچ و احمقانه رو به روی هم می ایستند

و بعد "غرور" شان مانع از "عذر خواهی" می شود،

و حالا دیگر حتی روزنه ای هم برای بازگشت وجود ندارد.


من برای تمام رفتگانی که بدون داشتن اثر و نشانه ای از مرگ،

ناغافل و ناگهانی چشم از جهان فرو بستند،

سوگواری می کنم.


من برای تمام بازماندگانی که غمگین نشسته اند و هرگز نمی دانستند که :

آن آخرین لبخند گرمی است که به روی هم می زنند،

و اکنون دلتنگ رفتگان خود نشسته اند،

گریه می کنم.


به افراد دور و بر خود فکر کنید ...


کسانی که بیش از همه دوستشان دارید،

فرصت را برای طلب "بخشش" مغتنم شمارید،

در مورد هر کسی که در حقش مرتکب اشتباهی شده اید.


قدر لحظات خود را بدانید.


حتی یک ثانیه را با فرض بر این که آنها خودشان از دل شما خبر دارند از دست ندهید؛

زیرا اگر دیگر آنها نباشند،

برای اظهار ندامت خیلی دیر خواهد بود !


"دیروز"

گذشته است؛

و

"آینده"

ممکن است هرگز وجود نداشته باشد.


لحظه "حال" را دریاب

چون تنها فرصتی است که برای رسیدگی و مراقبت از عزیزانت داری.


اندکی فکر کن ...

بدون شرح......

دوراهی

صبر کردن سخت است و فراموش کردن سختتر...

و اما دردناکتر اینست که ندانی صبر کنی یا فراموش .


تو اگه تو این شرایط قرار بگیری کدوم رو انتخاب میکنی؟




امتحانات 2