رهگذر
تا به حال نمی دانستم اینقدر حرف نگفته در دل دارم!
می نویسم تا نمیرم از سنگینی مسکوت بغض هایم...
رهگذر می گفت: کمتر بگو تا بهتر شنیده شوی،
اما نمی دانست گوش مردم سنگین شده باید بیشتر بگویی تا شاید یکی از هزار شنیده شوی!
رهگذر می گفت: نباید به آدم های موقتی دل بست،
اما نفمید که من به او هم وابسته شدم...
رهگذر کجایی؟
کمکم کن...
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 12:18 توسط زندی
|