بغض بی پناه
سیاهی دور چشام اگه از بیداریه
یا دردم از دوری توست، یا از سر ناچاریه
بهتره ندونی تو، چشمای من چرا تره
حرفای مربوط به دلم نگفتنش قشنگ تره
بغضی که بی پناهه بهتره که نشکنه
از عشق تو همین بغض این روزا سهم منه
حالا دیگه ی مشت خاک نشسته رو لب من















