خانه ی عشق

خانه ی عشق کجاست ؟!


من فقط میدانم ناشناسی هر شب ،


پنجره ی خواب مرا می کوبد


یک سبد گل و پروانه و باران در باغ شبم می ریزد


و لبخند زنان پشت دیوار دلم می پیچد


کفش هایت لب رویای دلم جا ماندست ،


و نمی دانم من خانه ی عشق کجاست؟؟؟!!!


...

اگر روزی عاشق شدی ،


قصه ات را برای کسی بازگو نکن ،


این روزها ،


چشم حسودان به دود اسپند عادت کرده ...