دل خوش
براي دل خودش
فقط يکبار برای هميشه
.
اگر پيدا می شد
غزلی می خواند بر انتها
.
درکنج اطاق دل
سوار بر چرخ فلک زمان
.
با خاطراتی زيبا
سايه ای از گذشته شيرين
.
با حلاوت نگاهی دلربا
در چشمانی سياه
.
گم شده در لابه لای
فصل ها و سالها
.
کجاست آن نگاه زيبا؟
.
فقط يکباربراي هميشه...
.
حتي وقتی که ديگر او نيست
من نيستم و اين شهر نيست.
+ نوشته شده در جمعه سوم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 19:7 توسط شبزده
|