یک نظر...
یک نظر بر یار کردم ، یار نالیدن گرفت
یک نظر بر ابر کردم ، ابر باریدن گرفت
یک نظر بر باد کردم ، باد رقصیدن گرفت
یک نظر بر کوه کردم ، کوه لرزیدن گرفت
تکیه بر دیوار کردم ، خاک بر فرقم نشست
خاک بر فرقش نشیند ، آنکه یار از من گرفت
رنگ زردم را ببین ، برگ خزان را یاد کن
با بزرگان کم نشین ، اُفتادگان را یاد کن
مرغ صیاد تو اَم ، افتاده ام در دام عشق
یا بکش یا دانه ده ، یا از قفس آزاد کن
ابر اگر از قبله خیزد ، سخت باران می شود
شاه اگر عادل نباشد ، مُلک ویران می شود
یک نصیحت با تو دارم ، تو به کس ظاهر مکن
خانه یِ نزدیک دریا زود ویران میشود
یار من آهنگر است و دم ز خوبان می زند
دم به دم آتش به جان مستمندان می زند
طاقت هجران ندارد ، قلب پاکش نازکست
گه به آب و گه به آتش ، گه به سندان میزند

شبزده
+ نوشته شده در سه شنبه نهم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 19:52 توسط شبزده
|