روی دوش ...
من به بعضی چهره ها چون زود عادت می کنم
پیششان سر بر نمی آرم رعایت می کنم
همچنان که برگ خشکیده نماند بر درخت
مایه ی رنج تو باشم رفع زحمت می کنم
این دهان باز وچشم بی تحرک را ببخش
آنقدر جذابیت داری که حیرت می کنم
کم اگر با دوستان می نشینم جرم توست
هرکسی را دوست دارم در تو رویت می کنم
فکر کردی چیست موزون می کند شعر مرا؟
در قدم برداشتن های تو دقت می کنم
یک سلامم را اگر پاسخ بگویی می روم
لذتش را با تمام شهر قسمت می کنم
ترک افیونی شبیه تو اگر چه مشکل است
روی دوش دیگران یک روز ترکت می کنم
توی دنیا هم نشد ،برزخ که پیدایت کنم
می نشینم تا قیامت باتو صحبت می کنم
.....
دانشگاه جای کسی بود که یک دغدغه داشت ..جای آنان که به دنبال تو بودند نبود...
(با تغییر)
+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 21:9 توسط شفیعی
|