رفتم

ازعشق تو جاودان ، ماند ترانه من با یاد تو زندهام ، عشقت بهانة من
پیدا شوچو ماه نو ، گاهی به خانة من تا ریزد گل از رخت ، درآشیانة منرفتم و بار سفر بستم با تو هستم هرکجا هستم
....................
آهمرا میشنیدیبهحالزارممیرسیدی نازترامیخریدمتونازمنرامیکشیدی
به خدا که تو از نظرم نروی چو روم زبرت ز برم نروی
رفتم و بار سفر بستم با تو هستم هرکجا هستم
....................
اگر مراد ما برآید چه شود؟ شب فراق ما سرآید چه شود؟
به خدا کس زحال من خبر نشد که به جز غم نصیبم از سفر نشد
نروی یک نفس ز پیش چشم من که به چشمم به جز تو جلوهگر نشد
رفتم و بار سفر بستم با تو هستم هرکجا هستم
رفتم رفتم رفتم رفتم
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 10:50 توسط شبزده
|