طنز
می دونم حال وحوصله واسه ی خوندنش ندارید اما شاد برای لحظه ای از خوندنش شاد بشین مثل خودم که در عین عصبانیت از به یاد اوردنش خندم می گیره.....
روز دوشنبه به دلایلی من نخونده مجبور به امتحان دادن پراتیک شدم والبته به نظر استاد .....افتادم .
لطفا به عبارت "از نظر استاد .."توجه کنید .......
من وارد اتاق شدم .استاد یه قندون جلوم گذاست وگفت بردار :درش رو باز کردم .یه کاغذ برداشتم توش نوشته بود ....
تخت بعد از عمل
پوزیشن نیمه نشسته
اصلاحات ....
دهان شویه
........
کنار من یکی دیگه از بچه ها بودکه اونم برگشو باز کرد وداشت نگاه می کرد که استاد گفت جدا از هم وایسید که از همین الان تقلب حساب می شه .......
خلاصه .....خانم شفیعی ...ریسور چیست ؟
فکر میکنید چی گفتم .....؟؟؟بعد از کنار زدن بدوبی را هایی که به بعضی ها دادم ..گفتم استاد ..ظرف قلوه ای شکل ....ویه نفس عمیق .اما تازه شروع شده بود .....![]()
![]()
![]()
سوالات تو ذهنم شکل گرفت "چرا مترو اتیش گرفت .......ریز علی کی رسید....حالا چه کسی بود صدا زد سهراب ......لنگه کفش کجاست......"که ناگهان گفت حواست کجاست .....
کم مونه بود بگه گالی پات چیست .....که گال پات چیست ؟وای حالا گالی پات چی بود ......
فکر کنم قابلمه ی کوچک ....
استاد نگاه خیره ای بهم کرد وگفت بور ترالی بچین .....
یکی یکی وسایلو چیدم والبته وسایل تخت بعد از عمل ...
ترالی رو بردم کنار تخت .شروع به انجام عملیات.........دستامو به روش طبی می شستم که دیدم سایه استاد روسرم حاکم شد ....نگاش کردم ....با نگاهش حرفها می زد به من ....![]()
گفتم استاد ابتدا به بیمار سلام می کنیم
بعد پرایویسی بیمارو حفظ می کنیم
اسم بیمارو چک میکنیم و........
داشتم می گفتم که گفت ....خب !!!!!!!!!!
خب یعنی چی ؟؟؟؟؟
۱.خب یعنی خب ومعنی جانبی ندارد
۲.خب یعنی ادامشو بگو
۳.خب یعنی اینا رو نگو مهم ماشو بگو
۴.خب که خب !!!!
خلاصه منو هل داد تو اصل مطلب ..ااااستاد .....ومن شروع کردم به گفتن واستاد شروع کردبه عصبی شدن .....چرا دهان بیمارو می شوییم .....چرا از اپ اسلاین استفاده می کنیم ..چرا پد رو به این شکل میزاریم ...چرا نرمال سالین می ریزیم ......وبه دنبال اون سوالا تو ذهن من شکل گرفت ...اون از منن سوال می پرسید ومنم از خودم سوال ....واقعا چرا دهان شویه داریم ...چرا پراتیک داریم ...چرا ریز علی نبود جزوم رو بیاره ....چرا مترو اتیش نگرفت ......چرا کفشام راحت در نمی یاد .....چرا خورشید می تابه ....چرا می چرخه زمین... که استاد فریاد کشید "این نرمال سالین رو می خوای چی کارش کنی
به خودم که اومدم ......من خودم بودم واین حس غریب .........ای بابا این که یه چیز دیگه بود ..اهان من خودم بودم وگالی پات ونرمال سالین !!!!!!!!!
گفتم استاد نرمال سالین آغشته رو به دیواره دهان می زنیم ..که گفت برو تخت رو انجام بدید.......
گفتم استاد ابتدا ماسک می زنیم ودستکش ...سرش رو به علامت تایید تکون داد وگفت بعدش .....
دوستم که قرار بود باهم تختشو انجام بدیم تخت اشغال شده داشت ...اون بدتر از من ...دروشیت ورابرشیت رو به حالت دستمال تا شده همه رو رو تخت پهن کرد ...ما ماندیم ونگاه سرد استاد ....
بهش گفت برو کنار ...شما بیا انجام بده ..پشتم رو نگاه کردم گفتم م م م من استاد گفت مگه کس دیگه ای هم هست ...یا خدا .....تخت بعداز عمل کم بود ....حالا ...رفتیم وبه یادمون اوفتاد که باید بازشون کنم
بازشون کردم که استاد گفت خوبه بزار بقیه شو خودش انجام بده وبه مژگان گفت بیمار رو به حالت لت رال در بیار ..این کارو کرد روی بیمارو به سمت من کرد ....من دست بهش نزدم ...استاد گفت خب بیا این ور تا انجام بده ....منم جا خالی دادم ...ماکت پخش زمین شد ....وای چی شد .....فریاد استاد طنین انداز شد چرا ولش کردی ... گفتم استاد فکر کردم نرده ها کشیدس !.......حالا استاد شروع کرد به گفتن ومن از زیر ماسک شروع به خندیدن ..![]()
![]()
مژگان بیچاره هم یه نگابه من یهدونه به استاد....
متن استاد به شرح زیر است
"ببین چی کار کردی ...مریض رو انداختی ...حالا مریض به دسی دچار شده ..ببین داره از دهنش خون می یاد ...حالا چی می خوای جواب خانوادشو بدی .......ت. الان دادگاهی هستی ....."واستاد گفت وگفت .......که من به مژگان گفتم بیا مریضو جمع کنیم .....تازه یادم افتاده بود اوایل ترم گفته بود اینا از بچه هام عزیز ترن ......وای پس دسی بیمار برابر با ......بچه هاش .من الان دادگاهیم.....
تازه دست ماکته ازش جدا شد .....
خلاصه گفت بیا تختت رو انجام بده ببینم ....رفتیم وشروع به انجام .اون شروع به نظاره کردن ومن هم به فکر ریزعلی وحسسسنک کجاااااااااااااااااااایی ؟؟؟؟؟؟؟
اخر دیدم من هستم پتو ورو تختی ویه سر دست باریک بالا وچند متر پارچه اضافی پایین ...که نمی دونستم واسه چیه.....استاد گفت اینجا که امتحان نیست کلاس اموزشه ........گفتم استاد نمی دونم با هاشون چی کار کنم ...از سادگی جوابم خندم گرفت ........که به مژگان شما برو چارت کن وشما هم بیرون!!!!!!!!!!!!!!!!!!!افتادی .....
.........حالا نظرتون چیه؟به نظر شما کی بامن مسله داره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟